تبلیغات
حجاب خون بهای شهیدان - با چادر زیبا می شوم در چشم خدا
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
با چادر زیبا می شوم در چشم خدا
نویسنده : نادر منتظرالمهدی | تاریخ : 10:03 ب.ظ
با چادر زیبا می شوم در چشم خدا

از همون لحظه تصمیم گرفتم چادری بشم و تا الان هم هستم نمی دونم چه طور از دوست مهربان و معلم فوق العاده كه تاثیر زیادی داشتن تشكر كنم

سلام  من در یك خانواده مذهبی به دنیا آمدم، همه در خانواده و فامیل چادری بودن مادر، عمه، خاله، زن دایی و٠٠٠ ( در واقع همه دختران بالای ٢٥سال سن) من ٢ خواهر بزرگتر از خودم داشتم و دختر دایی هام و دختر خاله هام هم مثل خواهرام بودن ما هیچكدوم چادر نمی زدیم و مانتویی بودیم، البته با همان مانتو حجابمون كامل بود و پدر و مادرم با اینكه دوست داشتند ما چادر سرمون كنیم اما چون نگران بودند تو آب و هوای گرم اهواز اذیت بشیم بهمون اصرار نمی كردند و از اینكه ما بدون چادر هم حجابمون كامل بود راضی بودند. گذشت تا ماه محرم رسید و رفتن به حسینیه ...
من چادر نداشتم، دختر داییم یكی از چادراش رو به من داد چون ما هیچ كدوممون مانتو مشكی نداشتیم همه چادر میزدیم؛ وای خدا عاشق اون لحظه بودم هر ٧ دختر (دختر دایی ها خواهرا و دختر خاله ها) به همراه مامان خاله زن دایی و... كه حدود ٢٠ نفر بودیم سر تا پا مشكی پوشیده و به سمت حسینیه می رفتیم از اون روزا عاشق حجاب و چادر شدم اما هیچ وقت واقعا فكر نكردم چادری بشم.

از قضا اون سال یك معلم قرآن برا مدرسمون آوردن كه مثل فرشته ها بود ... یك لحظه چادر و ساق دستش رو تو اون گرمای شدید در نمی آورد همه اون خانم رو كه خیلی هم جوان بود و حدود ٢٢ سال سن داشت رو فوق العاده دوست داشتن؛واقعا گل بود و حافظ كل قرآن ٠

من هم سعی كردم خودم رو مثل ایشون بكنم و از اون به بعد هد سر میزدم اما چادر نه...

تا این كه یكی از همین روزهای ماه محرم یكی از دوستام دعوتم كرد حسینیه ی پیش خونشون ما هم رفتیم؛ خانواده دوستم بسیار مذهبی بودن و پدر ایشون هم روحانی بودن وقتی تو حسینیه خواهر دوستم رو دیدم كه ٣ سال داشت و چادر زده بود كمی خجالت كشیدم

دوستم كه از دیدن من با چادر تعجب كرده بود گفت: مریم پس چرا تو مدرسه هم چادر نمی زنی؟ من هم واقعیت رو گفتم: آخه ممكنه بچه ها فكر كنن به خاطر جایزه چادر زدم! اون هم گفت اهمیت نده بذار هر طور می خوان فكر كنن. دیدم راست میگه من نگران چی بودم و به خاطر چه چیزی چادر كه می دونستم حجاب برتره، رو سرم نمی كردم؟!

از همون لحظه تصمیم گرفتم چادری بشم و تا الان هم هستم نمی دونم چه طور از دوست مهربان و معلم فوق العاده كه تاثیر زیادی داشتن تشكر كنم

اما بگم از فامیل : پدر و مادر از چادری شدنم خخخیییلللییی خوشحال شدن و مادرم همون روز برام یك چادر مدل دانشجویی خرید دایی ها و زن دایی ها عمو ها و عمه ها بی وقفه تعریف میكردن و من رو خجالت میدادن مادر بزرگم اون قدر خوشحال شد كه به پدرم گفت برام بلیت سفر حج بگیره( و پدر هم فعلا پاسپورت گرفته و به زودی اسمم رو برا حج مینویسه) دختر داییم هم كه كلاس سوم دبستان هم بود از من یاد گرفت چادری شد واقعا از همه كسانی كه بهم كمك كردن تشویقم كردن و از دوست خیرخواه و معلم دلسوز قرآن بسیار بسیار ممنونم.

راستش رو بخواهید یك دلیل دیگه ای كه اون موقع به خاطرش فكر نمی كردم چادری بشم این بود كه خیال میكردم با چادر زشت میشم (اشتباه می كردم چون خیلی ها بهم گفتن با چادر خیلی زیبایی) اما الان همیشه به خودم میگم مهم تر از همه چیز اینه كه در نزد امام زمان(عج) و خدا با چادر زیبایی

امیدوارم روزی ریشه بی حجابی و جهالت ها كنده بشه و دیگه خاطره ای نباشه كه كسی بگه به خاطر حجاب مسخره اش كردن.

برای شفا بیماران و ظهور امام مهدی( عج) صلوات.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
کدنویسی و گرافیک : شهدای کازرون
Web Template By : 1100Shahid.ir